مرتضى وفايى
21
تاريخ حديث شيعه ( از آغاز سده چهاردهم هجرى تا امروز ) ( فارسى )
فصل دوم : متون حديثى جوامع بزرگ حديثى پس از وفات شيخ طوسى رحمه الله در سال 460 ق ، تا امروز ، هيچ كتابى به اتقان ، توثيق و صحّت كتب اربعهء شيعه ، يعنى : الكافى ، كتاب من لا يحضره الفقيه ، التهذيب و الاستبصار ، تدوين نشده است . بعد از شيخ طوسى تا حدود يك قرن ، ديگر خبرى از تدوين مجموعههاى حديثى نبود و حالت ركود و فترتى پيش آمده بود كه يكى از دلايل آن را سيطره و تسلّط علمى شيخ طوسى در بسيارى از علوم ، بخصوص فقه و حديث بر شمردهاند . مقبوليت مطلق وى در جهان شيعه نزد علما و محدّثان و عموم مردم ، چنان بالا گرفت كه دو اثر ارزندهء وى را از اركان چهارگانه يا كتب اربعهء شيعهء اماميّه دانستند و او را « شيخ الطائفه » لقب دادند و ديگر عالمان شيعى را ياراى مقابله با افكار و نظريات شيخ نماند و تا سالها هر چه تأليف مىگرديد ، بيشتر ، تقليد و اقتباس از آراى او بود . به دليل همين فاصلهء زمانىاى كه در تدوين كتب حديثى پيش آمد ، قرون اوّل تا پنجم را اصطلاحاً « دورهء متقدّمان » و پس از آن را تا پيش از قرن چهاردهم ، « دورهء متأخران » ناميدهاند . اين روند ادامه داشت ، تا اين كه ابن ادريس حلّى ( م 598 ق ) ظهور كرد و او اوّلين كسى بود كه به نقد و جرح و تعديل آراى شيخ طوسى پرداخت و در حقيقت ، راه تحقيق و نوآورى را براى ديگران باز كرد . او در مقدّمهء كتاب السرائر